تاريخ : 93/04/30 | 22:24 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
 

 

 



تاريخ : 93/04/26 | 5:24 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
 


بسم الله الرحمن الرحیم

 

قلمم را به دست صاحب نوشته هایم ، مولا و امیرم می دهم 

من روضه خوان نیستم اما شیعه که هستم.

مولا آنچنان مرا بسوزان در غم باباحیدر که هرکه می آید اینجا پر و بالش آتش بگیرد

 

"اینجا غمکده باباحیدر است "

 

 


برچسب‌ها: شهادت حضرت علی, شب احیا, امام زمان

تاريخ : 93/04/30 | 12:40 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
گاهی باید خودت را قاطی آدم خوب ها کنی. گاهی باید آنقدر ضجه بزنی تا یکی صدایت را بشنود.

آخر آنقدر گناه کرده ایم که صدایمان بالا نمی رود.

گاهی باید یک واسطه بزرگ با خودت بیاوری.آخر آنقدر رو سیاه هستیم که رویمان نمی شود سر بالا بگیریم.

گاهی باید باب الحوائج را واسطه کنی.

مگر اماممان نفرمودند هرجا روضه عمویم عباس باشد سراسیمه می آیم؟

روضه عمو خوانیدم دیشب

تازه روضه عمه سادات هم گفته شد

گریه کردم آنقدر ضجه زدم که نفسم بند آمده بود. همه نگران حالم شدند فکر می کردند نفسم دیگر بالا نمی آید و می میرم.

بگذار بمیرم مولا.

بگذار بمیرم اگر نتوانم نگاه مهربانت را به سمت خود بخوانم.

مولا جان !

وقتی نگاهم می کنی می فهمم. 

نگاهت را می شناسم

دیشب آمده بودی

خود خودت بودی مولا

نگاهم کردی ...

من نگاهت را می شناسم...


برچسب‌ها: امام زمان, شب احیا, دلنوشته

تاريخ : 93/04/30 | 12:32 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
حسن جان !

حسین جان !

عباس جان !

زینب را دریابید

داغ پدر سنگین است

نگذارید زیاد مویه کند

زینب کربلا را در پیش دارد


برچسب‌ها: شهادت حضرت علی, روضه حضرت علی, مصیبت

تاريخ : 93/04/29 | 21:2 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
چه ملاقاتی کنند علی و زهرا امشب ...

علی فرق شکسته ...

زهرا پهلو شکسته ...

 


برچسب‌ها: شهادت حضرت علی, روضه حضرت علی, مارد, حضرت زهرا, مصیبت

تاريخ : 93/04/29 | 13:5 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
اشتباه گفتم 

غربت علی علیه السلام هنوز تمام نشده

هنوز امیرالمومنین غریب است

هنوز شیعه را می کشند به جرم محبت علی

مظلومیت مولا ادامه دارد

 

 

اگر تاب دیدن مظلومیت نداری به ادامه مطالب سر نزن


برچسب‌ها: شهادت حضرت علی, روضه حضرت علی, مصیبت

ادامه مطلب
تاريخ : 93/04/29 | 12:57 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
دنیا جای نفس کشیدن نیست مولا جان

دنیا نه علی دارد نه زهرا نه حسنین و نه هیچ یک از فرزندان پاک امام حسین علیه السلام را

دنیا تاریک و سیاه است آقا

نمی شود نفس کشید

مولا جان ظهور نمی کنی؟

نمی آیی؟

 


برچسب‌ها: شهادت حضرت علی, روضه حضرت علی

تاريخ : 93/04/29 | 0:0 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
می خواهم از خداحافطی بگویم

می خواهم روضه ای ساده و روان بگویم برایتان

امروز برادرم را بدرقه کردم. زیر قرآن گرفتمش. آب و برگ سبز هم پشت سرش ریختم

با رفتن برادر دلم گرفت . بد جور گرفت

برادر دستی تکان داد و خداحافظی کرد

همین الان زنگ زد که به سلامت رسیده

ولی دل من...

من هنوز دلتنگم

آنقدر دلتنگ که پای روضه ها هم آرام نشدم.

خداحافظی سخت ترین کار دنیاست.

از وقتی خداحافطی کردم، چند صحنه دائم جلو چشمم است

یکی خداحافظی مولا علی با حضرت زهرا سلام الله علیها

وقتی زهرای مرضیه دیگر چشم باز نکرد و دنیا پیش چشمان مولا تیره شد. وقتی مولا حودش با دست خودش زهرایش را غسل داد و ... 

ای وای 

وقتی مولا تنهای تنها برمزار بی نام و نشان مادر سادات تا صبح نشست

بغض گلویم را پاره می کند آخر

خداحافظی سخت ترین کار دنیاست

چطورحضرت زینب سلام الله علیها با برادر خداحافطی کرد؟

چطور برادر را راهی میدان کرد؟

و چطور از بالای تل زینبیه ....

خداحافطی سخت ترین کار دنیاست

 


برچسب‌ها: شهادت حضرت علی, روضه حضرت علی

تاريخ : 93/04/28 | 23:42 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
مصائب علی ...

همه مصائب انبیا در برابر مصائب علی علیه السلام قطره در برابر دریایند

ابر مرد جبهه جهاد ... آن حیدر کرار ... آن مصمم المنتقم ... آن یگانه دست قهار خدا فی الارض ...

بعد از فاطمه سلام الله علیها آنگونه کمرش شکست و از پا افتاد و دشمن شاد شد و غریب و مهجور ماند که ...

مقداد از آقا دلجویی می کرد

علی علیه السلام آرام نمی گرفت ...

مقداد از کوه صبر بودن علی علیه السلام سخن گفت !

خواست اینگونه تسلی دهد قلب حزین مولا را ...

مولا سر بر شانه مقداد گذاشت و میان بغض و اشک به آهستگی گفت:

جای صبوری نیست ... مقداد ... خودم صدای شکستن پهلوی فاطمه را پشت در شنیدم!

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

روضه صاحب نذر


برچسب‌ها: شهادت حضرت علی, روضه حضرت علی

تاريخ : 93/04/28 | 23:35 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
آری دیگر تمام شد مردم

همه غربت های مولا 

غصه های مولا

همان غصه هایی که چون استخوان بر گلوی مولا بود

همان دردهایی که به پیر مرد عاجز می گفت

همان غصه هایی که هیچ مرهمی نبود برای تسکین جز چاه و نخلستان

مردم کوفه دیگر علی نیست 

دیگر علی نیست

مولا رفت...


برچسب‌ها: شهادت حضرت علی, روضه حضرت علی

تاريخ : 93/04/28 | 23:27 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
گریه کنت بودم مولا 

حالا روضه خوان هم شده ام

کاش مجنونت هم بشوم مولاجان

کاش عاشق شوم

کاش ...



تاريخ : 93/04/28 | 23:19 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
دیشب از در خانه ای گذشتم

صدای ناله می آمد

صدای کودکی بود

انگار بهانه گرفته باشد

بهانه تو را گرفته بود علـیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مادرش نمی توانست آرامش کند

نان و خرما می خواست

نان و خرما بهانه بود ، خودت را می خواست مولا

علــــیـــــــــــــــــــــــــ  جان !

باز به یتیم ها سر بزن آقا

هیچ دستی جز دست تو آرامشان نخواهد کرد

مولا جان 

علی جان

 



تاريخ : 93/04/28 | 23:14 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
نخلستان تا به ابد بوی تو را می دهد امیر دلها

نخلستان ها می شنوید ؟

دیگر هیچ صدایی نمی آید

دیگر کسی مناجات نمی خواند

دیگر کسی از دوری و غربت سر در چاه نمی کند

نخلستان ها !

بی صاحب شدید

به چاه هم بگو دیگر مولا نمی آید ...



تاريخ : 93/04/28 | 23:10 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
 

کدام یک از محبان علی می توانند در مسجد کوفه نماز صبح بخوانند؟

به رکعت دوم که برسند ...



تاريخ : 93/04/28 | 23:10 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
تمام شد ...

دنیا دیگر نه علی را دارد نه فاطمه را

همه چیز تمام شد

دنیا یتیم شد با رفتن مولا

یتیم شدیم



تاريخ : 93/04/28 | 23:9 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
الله اکبر، الله  اکبر

اشهد ان لا اله الا الله

اشهد ان محمد رسول الله

صدای اذان صبح است

زینب ...

حسنین ...

با هر اذانی یاد فرق شکافته می افتند فرزندان علی علیه السلام



تاريخ : 93/04/28 | 23:6 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
دلتنگ مادر بودی بابا؟

برای همین نفرین کردی؟

گفتی خدا دنیا را بی علی کند؟



تاريخ : 93/04/27 | 21:56 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
طبیب آمده برای دیدن مولا

طبیب ! حال پدر چطور است؟

طبیب سکوت می کند

و این سکوت یعنی همه چیز

همین سکوت کافی است برای حال بد زینب

پدر رفتنی است ....

 



تاريخ : 93/04/27 | 21:50 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
همه می آیند به دیدار خانواده امیرالمومنین علیه السلام

همه برای دلداری آمده اند

زن ها رفته اند پیش زینب و ام الکلثوم

مردها هم 

پیش حسنین و دیگران فرزندان علی علیه السلام

آمده اند ملاقات حضرت امیر

آرام قطره اشکی از کوشه چشم بابا حیدر چکید

در دلش گفت :

عصر عاشورا هم برای دلداری می آیید؟

گفت:

کاروان شهدا را که آوردند کوفه زینبم را دلداری می دهید؟

گفت :

در مجلس ابن زیاد ....

بابا خیلی چیزها گفت

و همه فراموش کردند ...

 



تاريخ : 93/04/27 | 21:43 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
گفتند نرو بابا

گفتند بابا، اگر دعا کنی خدا شفا می دهد

گفتند بابا، هنوز زود است برای رفتنت

گفتند بابا، یتیم ها پشت در هستند 

گفتند بابا، یتیم های کوفه بهانه تان را گرفته اند

گفتند بابا، زینب خیلی بی قراری می کند

گفتند بابا نرو

بمان

آرام با رنگ پریده گفت

دلتنگ فاطمه ام



تاريخ : 93/04/27 | 21:40 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
وقت خداحافظی تک تک کلمات عزیزت برای دلت روضه می شود

تک تک کلمه هایش دلت را آتش می زند

پدر جان ایتام را فراموش نکنید؟

رو به ابوفاضل کرد

عباس جان!

حسین را تنها نگذاری؟

عباس جان!

زینب را ...

عباس جان!

کربلا در پیش است 

عباس جان ....



تاريخ : 93/04/27 | 21:35 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
کاش هیچ وقت ، هیچ خداحافطی وجود نداشت

خداحافظی سخت ترین کار دنیاست

حالا اگر بخواهی با مادر برای همیشه خداحافطی کنی 

اگر مادر پهلویش...

یا بازویش ...

اگرمادر فاطمه سلام الله علیها باشد..

بچه ها با مادر خداحافظی کردند

همه امیدشان به پدر بود

و امشب باید با پدر هم ...

پدر هم فرقش ...

خدایا چقدر خداحافطی سخت است

حتی خداحافظی با برادر ...

 



تاريخ : 93/04/27 | 18:33 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
رنگت پریده بابا

داری نفس نفس می زنی بابا

بابا نرو

نرو بابا

تو را به مادر نرو

سالهاست حسرت دیدن مادر را داریم

نگذار دیدنت آرزو شود

بابا! بروی حسن غریب می شود

بروی سر حسین ...

بابا!

اگر بروی گرد اسیری بر سر و روی زینب می نشیند

نرو بابا ...



تاريخ : 93/04/27 | 18:29 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
کسی هست زینب را دلداری بدهد؟

زینب زانوی غم بغل گرفته

با گریه های زینب گریه کنید 

آی بنی هاشم زینب را دلداری دهید

آخر روزی خواهد رسید که گریه زینب در میان هلهه دشمن گم خواهد شد

زینب شاهد گودال ....

با زینب همراهی کنید بنی هاشم



تاريخ : 93/04/27 | 18:25 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
 

ای وای من 

این تک بیت کلی روضه است :

 

 آن یتیمان که به خرمای علی علیه السلام سیر شدند

پای گودال رسیدند همگی ، شیر شدند...



تاريخ : 93/04/27 | 18:25 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
 

ای وای من 

این تک بیت کلی روضه است :

 

 آن یتیمان که به خرمای علی علیه السلام سیر شدند

پای گودال رسیدند همگی ، شیر شدند...



تاريخ : 93/04/27 | 10:55 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
باباحیدر 

امروز منو هم یتمی از یتیم های کوفه ببین

باباحیدر 

ببین اشکام رو

بغضم رو ببین

باباحیدر 

مگه جز تو کسی رو داریم؟

ببین چه یتیمانه صدات می کنم

برا خودم که چیزی نمی خوام

یکی گفت مجنون شده از عشقت

برا اون می گم

باباحیدر

باباحیدر

باباحیدر

امیر عاشقان



تاريخ : 93/04/27 | 5:48 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
دیشب کسی نبود به ایتام سر بزند

همه فهمیدند آنکه نیمه شبها نان و خرما می آورد باباحیدر بود

آنکه اشکها را از چشمان ایتام پاک می کرد باباحیدر بود

دیگر کوفه باباحیدر ندارد

کوفه عزادار شده

نه

عالم عزادار شده

وقتی علی نباشد دنیا به چه دردی می خورد؟



تاريخ : 93/04/26 | 19:53 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
مولا به جلو خانه رسید

سرش را بسته بودند

زیر بغل هایش را گرفته بودند

مولا درخواستی داشت

رو به حسن کرد

پسرم!

زخم سرم را باز کن

نمی خواهم زینب شاهد زخم سرم باشد

او دختر است و تاب دیدن زخم پدر ندارد

آن هم زخم سر

.

.

.

.

.

مولایم کجا بودی ببینی غم ها و مصیبت های زینبت را

گفتی طاقت دیدن زخم سر ندارد دخترت؟

اما زینب کربلا را دید

علقمه را

قتلگاه را

سر های بر نیزه را

کوچه های شام را

مجلس یزید

ای وای بر من

ای وای بر من

چه طاقتی دارم که روضه می نویسم

روضه مولا و روضه کربلا آن هم یکجا؟

امان از دل زینب

چه خون شد دل زینب



تاريخ : 93/04/26 | 19:43 | نویسنده : محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
کار تمام شده بود 

همه جا پر شد از ندای فزت و رب الکعبه

محاسن مولا با خون خضاب شده بود

خودش این را خواسته بود

گفته بود :

زهرا جان بعد از تو خضاب نخواهم کرد تا خون فرق شکافته ام ...

زخم سر مولا را بستند

حسن علیه السلام یک طرف مولا

حسین علیه السلام یک طرف 

و عباس چون پروانه گردارگرد آنها

عباس خدای احساس است

او عاشق پدر است

عباس خط به خط زندگی را از پدر آموخته

دیدن پدر در این حالت با فرق شکافته سخت است

عباس جان!

نگران نباش 

علی گونه زندگی کرده ای

علی گونه هم به شهادت می رسی

فرق تو را نیز با نیزه آهنین ....

آه چقدر روضه خواندن و روضه نوشتن سخت است