تعداد بازديد :  
تاريخ : ۹۲/۱۱/۰۸
می خواهم دوباره از تو بگویم

از تو بنویسم

می خواهم تمام عاشقانه های جهان را به پایت بریزم

ای محبوبی که غریب مانده ای

نه بهتر است بگویم ما غافلان تو را غریب کرده ایم

می خواهم دوباره بنویسم برایت

اجازه می دهی مولا ؟



ارسال توسط محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
تعداد بازديد :  
تاريخ : ۹۴/۰۵/۱۲
مجله آنلاین ایران‌سان | www.IranSun.net



ارسال توسط محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
تعداد بازديد :  
تاريخ : ۹۴/۰۵/۰۷

 

و باز من دلتنگ جا ماندم ...

 



ارسال توسط محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
تعداد بازديد :  
تاريخ : ۹۴/۰۴/۱۶

روضه خوان

روضه بابا حیدر نمی خوانی؟

 



ارسال توسط محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
تعداد بازديد :  
تاريخ : ۹۴/۰۴/۱۶

باز امشب منادی کوفه،از امامی غریب می خواند
گوشه ی خانه دختری تنها،دارد اَمن یجیب می خواند

مثل اینکه دوباره مثل قدیم،چشم اَز خون دل تری دارد
این پرستار نازنین گویا،باز بیمار بستری دارد

چادر پُر غبار مادر را،سرسجاده برسرش کرده
بین سر درد امشب بابا،یاد سر درد مادرش کرده

آه در آه ،چشمه در چشمه،متعجب زبان گرفته!پدر
خار درچشم، اُستخوان به گلو،درگلوم اُستخوان گرفته پدر

آه بابا به چهره ات اصلاً،زخم ودرد و وَرم نمی آید
چه کنم من شکاف زخم سرت،هرچه کردم به هم نمی آید

باز سر درد داری وحالا،علت درد پیکرم شده ای
ماه «اَبرو شکسته» باباجان،چه قَدَر شکل مادرم شده ای

سرخ شد باز اَز سر این زخم،جامه تازه تنت بابا
مو به مو هم به مادرم رفته،نحوه راه رفتنت بابا

پاشو اَز جا کرامت کوفه،آنکه خرما به دوش می بردی
زود در شهر کوفه می پیچد،که شما بازهم زمین خوردی

دیشب اَز داغ تا سحر بابا،خواب دیدم وَگریه ها کردم
اَز همان بُغچه ای که مادر داد،کَفنی باز دست وپا کردم

کاملاً در نگاه تو دیدم،مثل اینکه مسافری این بار
گر شما می روی برو اما،بهر ما فکر معجری بردار

کودکانی که نانشان دادی،روزگاری بزرگ می گردند
می نویسند نامه اَما بعد،بی وفا مثل گرگ می گردند

یا زمین دار گشته و آن روز،همه افراد خیزران کارند
یا که آهنگری شده آن جا،تیرهای سه شعبه می آرند

وای اَز مردمان بی احساس،دردهای بدون اندازه
وای اَز آن سوارکاران و،نعل اسبی که می شود تازه

وای اَز دست های نامَحرم،آتش ودود وچادر و دامان
وای اَز کوچه ی یهودی ها،سنگ باران قاری قرآن...
***علی زمانیان***



ارسال توسط محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
تعداد بازديد :  
تاريخ : ۹۳/۱۲/۱۴

 

ما در کوچه پس کوچه های غربت و تنهایی امام غریبمان
قرن هاست
" سیلی " که هیچ ...
غصه هم نخورده ایم ...
 
 
 
 
 
 
 
السلام علیک یا منتقم صورت نیلی

 



ارسال توسط محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
تعداد بازديد :  
تاريخ : ۹۳/۱۱/۰۵
همه می گویند در راه هستی و به همین زودی ها خواهی آمد

چه دلشوره ای دارم

چه ولوله ای به جانم افتاده مولای مهربانی ها

یا صاحب الزمان 

روز آمدنت ...

مولا جان ...



ارسال توسط محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
تعداد بازديد :  
تاريخ : ۹۳/۱۱/۰۲
بی نهایت دلتنگم

انگار غصه هزار سال را ریخته باشند روی سرم

روزهای بی تو همین می شود دیگر

وقتی یکی زنگ می زند می گوید مسجد جمکران دعا گویتان هستم

دیگری پیام می گذارد که حرم امام رضا دعایت کردم

یکی دیگر می گوید راهی سفر جنوبم

من می مانم و دلتنگی و یاد تو

چقدر دلم غصه دار است ....

اَللّهم عَجِّل لِوَلیِک الفَرَج



ارسال توسط محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
تعداد بازديد :  
تاريخ : ۹۳/۱۰/۲۱
 

 اِلهي وَ رَبّی مَن لي غیرُک ...



ارسال توسط محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
تعداد بازديد :  
تاريخ : ۹۳/۱۰/۱۹

و این جمعه هم گذشت ....

 



ارسال توسط محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
تعداد بازديد :  
تاريخ : ۹۳/۱۰/۱۱

 

دنیای بی تو به هیچ دردی نمی خورد 

 



ارسال توسط محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
تعداد بازديد :  
تاريخ : ۹۳/۱۰/۰۹

 

دلتنگم ...

و دلتنگی ام را فقط شما مرهمی عزیز زهرا ...

یا اباصالح المهدی ادرکنی ...



ارسال توسط محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
تعداد بازديد :  
تاريخ : ۹۳/۱۰/۰۷
آخ! دلم یک زیارت درست و حسابی می خواهد

از کربلا جا ماندم

همه رفتند چندین میلیون نفر کربلایی شدند و فقط حسرتش برای من ماند

به هر کوچه و خیابانی که نگاه می کنی، پارچه نوشته هایی می بینی که برای کربلایی ها نوشته اند

من هم زیارت می خواهم

خدایا !

کربلا نشد اگر، یک مشهد الرضا عنایت کن 



ارسال توسط محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
تعداد بازديد :  
تاريخ : ۹۳/۱۰/۰۷
من دلتنگ عطر یاس هستم

دلتنگ توام

بین همه خوبان عالم، دلم تو را طلبکار است ...

خیلی دلتنگت هستم

آرزومند یه لحظه هوای جمکرانم، فقط یک لحظه هم کفایت می کند 

 



ارسال توسط محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)
تعداد بازديد :  
تاريخ : ۹۳/۰۹/۰۷
شنیدم در مجلس یزید ملعونی خواست تو را به کنیزی بگیرد.

سکینه خاتون بزرگ بانوی کربلا

.مگر چشم علی اکبر را دور دیده بود؟

قلبم آتش گرفت با شنیدنش کاش درست نباشد آنچه شنیدم....



ارسال توسط محب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)